تبليغاتX
ثنای شب
سلام

ببخشید اگه یه چند وقتی ازمون خبری نبود .

مطلب بعدی که نیازه در موردش نظرتون را بگین بازم با یه سوال مطرحش می کنم :

تعریفتون از عشق یا به عبارتی مفهوم نهفته عشق چیه ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 13:54  توسط Hamid  | 

عید هم آمد !

باز هم یه سال بزرگتر شدیم ولی تونستیم از این 365 روز سال 87 درست استفاده کنیم ؟

تو سال 87 چقدر به هدفایی که اول سال داشتیم رسیدیم ؟

فکر می کنید علتش چی بود؟

 

نمی خوام اول سال و با یاس شروع کنیم بلکه می خوام با تفکرو یه تصمیم قاطع 88 آغاز کنیم تا امسال بشه یه سال موندگار.

سال 88 براتون بشه سال ..... .

عیدتون مبارک

یاعلی

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 13:23  توسط Hamid  | 

به نام خدا

ممنون از این که به ما سر زدین و نظر گذاشتین .

حالا منم نظرم را می گم دوستان کاملش کنن چون هدفمون همینه .

شب چند تا خصوصیت ظاهری داره که با بیانش می رسم به جواب سوالم  که نظرم باشه در مورد شب و ارتباطش با زندگی.البته بعضی از این خوصوصیات را از شما کمک گرفتم و دوستان دیگر .

شب تاریک، سیاه، ساکت ،آرامش بخش، زمانی برای استراحت، پوشاننده، قسمتی از زندگی، زمان و محلی برای تصمیم گیری و عشق بازی و .... .

سکوت همراه با تاریکی در عین ترس می تونه فضا را برای فریاد کردن و نورانی شدن محیا کنه . آرامشی که گذراست و باید ازش برای به آرامش رسیدن واقعی درس گرفت و استفاده کرد . قسمتی از زندگی و می تونه همه ی آینده باشه .پوشاننده است چون به خاطر تاریکی چیزی معلوم نیست ولی می تونه شرایطی فراهم کنه که تو با نورت همه چیز را مشخص کنی .زمانی برای تصمیمات مهم و این که تو روز چه کردی . فردا را چه کار کنی .این که معشوق حقیقی ات را بیابی و باهاش حرف بزنی .

خدا به حضرت موسی می فرمایند : «هر عاشق و معشوقی و هر دلداده ومحبوبی وقت خلوتی دارن، وقت خلوت و تنهایی من با هر کسی که می خواهد عاشق من باشد نیمه شب است .»

پس شب با تمام ظاهر و خصوصیاتش یه باطن داره اونم اینه که از خواب و استراحتش، از آرامش و پوشانندگیش استفاده کنی و به آرامش واقعی برسی .

خدا در قرآن می فرمایند :«ما جن و انس را خلق نکردیم مگر برای عبادت » .

شاید این شب همان زمان مناسب برای عبادتت که ابعاد مختلفی داره و هر کس یه جور اون را می فهمه .چون همون طور که هر عاشق از راه خودش برای جلب نظر معشوقش استفاده می کنه .

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 14:51  توسط Hamid  | 

به سمت تپه روستا ميروم تا لحظات آخر را با خورشيد بگذرانم تا با احساس تنهايي به خانه اش نرود...

جيرجيرك ها نغمه شبانه خود را سر داده اند نغمه اي در ستايش...

ساعت ها گذشت و همه جا در تاريكي فرو رفته اما چراغ هاي كلبه هاي روستا مغرور به آسمان نگاه ميكنند تا حضورشان را گوشزد كنند....

به كوهها مي نگرم غولهاي سياهي كه ثابت و استوار و مستانه ، سكوت مبهم خويش را فرياد مي زنند...

شب است و همه دعاگو...

زماني ست كه عشق بازان غوغايي به پا مي كنند كه همه اهل زمين و آسمان  سجده ميكنند...

 

پ.ن:به نظر من در شب هيچ كس سكوت نمي كند بلكه همه فرياد مي زنند...


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 13:15  توسط Ali  | 

یا حق

تازه این وبلاگ را راه انداختیم و تو این پست قصد دارم یکم از هدفش بگم. می خوایم بهم کمک کنیم تا بتونیم زندگی را بهتر بشناسیم و از فکر هم استفاده کنیم و یه استراتژی راهبردی برای زندگی بدست بیاریم .

برای شروع یه سوال می پرسیم اونم اینه :

نظر شما در مورد شب چیه و ارتباطی که با زندگی داره ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 16:18  توسط Hamid  |